مفقود شده است. احتمالاً عنوان يكي از آنها حقيقت بوده، و ديگري هنر، كه شايد اولي نظريتر بوده و دومي بيشتر جنبهٴ عملي داشته است. او آموخت كه انسان معيار هر چيز است. ظاهراً او نخستين كسي بود كه براي تحليل منطقي زبان كوشيد، يعني نخستين نحوي بود: او جنسيت اسما، زمانها و صيغهها را تميز داد. پريكلس1 نوشتن قانون اساسي توري2، مهاجرنشين تازه را به او محول ساخت (حدود 445). اثر بقراطي موسوم به هنر (پزشكي) را گومپرز3 به او منسوب دانسته، ولي اين انتساب مشكوك است.
لوكيپوس4
لوكيپوس ملطي (؟)، فيلسوف معاصر آناكساگوراس و امپدوكلس است. او همراه با خلفش دموكريتوس نظريهٴ ذرهاي را ايجاد كرد. ارسطو او را مؤسس واقعي اين نظريه ميشمارد.
دموكريتوس
دموكريتوس آبدرايي5 كه در حدود 420 برآمد، در حوالي 460 در آبدراي تراكيه زاده شد و در حوالي 370 درگذشت. او شاگرد و خلف لوكيپوس بود و نظرات آن دو را به سختي ميتوان از هم تشخيص داد. بايستي از فلسفهٴ اتمي به عنوان مخلوق مشترك هر دو آنان گفتوگو كرد. از آثار لوكيپوس تنها چند سطر، ولي از آثار دموكريتوس قطعات زيادي باقي است. دموكريتوس را بايد ارسطوي قرن پنجم ناميد، بينش عملي و سازندهٴ او در مقابلهٴ شكاكيت روزافزون عصرش، او را با سقراط نيز قابل مقايسه ميسازد. ذرهگرايي6 يوناني مُلْهَم از ذرهگرايي هندي نبوده است، همچنان كه نظامهاي ويشه شيكا7 و نيايا8 محققاً از زمان بسيار متأخري است. ذرهگرايان، تفاوت پروخالي، يا ملاء و خلاء را تميز دادند. آنان براي نخستين بار وجود فضاي خالي را تصديق كردند. ملاء متشكل از تعداد بيشماري ذرات فناناپذير است، كه از لحاظ شكل، نظم، و درجهٴ انحراف، يعني تنها از لحاظ هندسي با هم متفاوتاند. توصيف ساختماني9 عالم و پيشدستي مبهمي در شناخت اصل بقاي ماده و انرژي10 از آنان است. دموكريتوس مفهوم پيوستگي را در رياضيات مورد مطالعه قرار داد و كشف كرد كه حجم هرم و مخروط يك سوم حجم منشور و استوانه است، به شرط آن كه داراي ارتفاع و قاعدهٴ مساوي باشند. در زمينهٴ كالبدشناسي آفتابپرست، وظايف الاعضاي حواس، توليد مثل، و نبض به تحقيق پرداخت، ورم (ناشي از